تبلیغات
دانش زیباست اما نه به زیبایی او

چهارشنبه 10 بهمن 1386 - 04:01 ق.ظ


اگر به دنبال رصد دو سیاره‌ی زیبا هستید، صبحگاه جمعه دوازدهم بهمن ماه بهترین زمان است. در این زمان دو سیاره‌ی درخشان منظومه‌ی شمسی، مشتری و زهره، در کنار هم قرار می‌گیرند و مقارنه‌ی زیبایی را پدید می‌آورند. خسرو جعفری‌زاده ۸ بهمن ۱۳۸۶ نقشه‌ی رصدی مقارنه زهره و مشتری   مقارنه‌ها برای بسیاری از رصد گران آسمان شب زیبا و درخور تحسین است. اما این مقارنه را می‌توان در جایگاه ویژه‌ای قرار داد. بله، دو سیاره زهره ( نگین درخشان آسمان ) و مشتری ( غول منظومه شمسی ) در کنار یکدیگر جای خواهند گرفت. این مقارنه در صبحگاه ( قبل از طلوع خورشید ) روز جمعه دوازدهم بهمن ماه بهترین وضعیت را خواهد داشت، اما از دو الی سه روز قبل نیز می‌توانید نزدیک شدن این دو سیاره را مشاهده و تعقیب نمایید.

هردو سیاره در ساعت ۵ و ۱۵ دقیقه از افق جنوب شرقی همراه با صورت فلکی قوس طلوع خواهند کرد و بهترین زمان برای رصد آنها تقریباً ۳۰ دقیقه بعد است که ارتفاع آنها از افق در حدود ۵ درجه است. در این زمان جدایی زاویه‌ای این دو از یکدیگر ۴۴ دقیقه قوسی ( کمی بیش از قطر ماه ) است.

مشخصات رصدی


با بزرگ‌نمایی کم می‌توان هر دو این اجرام را به کمک دوربین دوچشمی یا تلسکوپ در یک میدان دید مشاهده نمود. با توجه به نزدیک بودن دو سیاره به افق و وجود نور صبحگاهی، عکاسان آسمان شب و طبیعت می‌توانند این مقارنه‌ی زیبا را  به همراه مناظر زمینی به تصویر بکشند.

 

ارسال شده در

[ | دیدگاه ها : دیدگاه ]

[سالار سیمائی | لینک ]

چهارشنبه 10 بهمن 1386 - 04:01 ق.ظ


مجموعه سخنرانی های علمی - آموزشی ماهنامه نجوم درباره حیات در ماورای زمین پنجشنبه ۱۱ بهمن ۸۶ در فرهنگسرای ابن سینا با موضوع جنجال برانگیز امکان حیات در مریخ ادامه می‌یابد گرچه عوارض طبیعی مانند کوه چهره انسان در مریخ (بالا چپ) یا تصویر خبرساز این روزها از سنگ به شکل مرد نشسته (بالا راست) به اشتباه در رسانه‌ها نشانه‌های حیات مریخ دانسته شده، در دنیای واقعی علم نشانه‌هایی از امکان وجود حیات در مریخ در دست است، اما شاید فقط ساده‌ترین گونه حیات. در این مجموعه برنامه‌ها با حضور کارشناسان شناخته شده نجوم به موضوعات جذاب و پر مخاطبی مانند حیات برون زمینی، ماهیت بشقابهای پرنده و نظر علم در این باره، دشواری‌های زندگی در فضا و آینده حیات در زمین و منظومه شمسی پرداخته می‌شود.   در چهار سمینار نخست از این مجموعه به این موضوعات پرداخته شد: جایگاه زمین و امکان سنجی عمومی حیات در منظومه شمسی، پیدایش زمین و منظومه شمسی، معنی علمی حیات و پیدایش و تحول حیات در زمین، برخوردهای فضایی و انقراض‌های بزرگ نسل حیات.  

در پنجمین سمینار از این مجموعه، بابک امین تفرشی، نویسنده و عضو تحریریه ماهنامه نجوم، موضوع امکان وجود حیات در مریخ را بررسی می‌کند؛ موضوعی که سال‌هاست فکر بشر به خود مشغول کرده است و جایگاه ویژه‌ای در بین علاقه‌مندان به نجوم و فضا دارد.  

این برنامه ساعت ۱۵ تا ۱۷ روز پنجشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۶ برگزار می‌شود. بلافاصله پس از این برنامه اختتامیه جشنواره/نمایشگاه عکس‌‌های نجومی نگاه آسمانی در همان محل با ارائه جوایز و سخن داوران برگزار می‌شود.   

نشانی: تهران، شهرک غرب (قدس)، انتهای ایران زمین شمالی ، فرهنگسرای ابن سینا

ورود برای عموم علاقه‌مندان آزاد و رایگان است.


ارسال شده در

[ | دیدگاه ها : دیدگاه ]

[سالار سیمائی | لینک ]

دوشنبه 24 دی 1386 - 10:01 ق.ظ


Connector
Installed
Replacement connector being installed on the external tank of Atlantis. Image above: A technician with Lockheed Martin attaches the replacement feed-through connector on space shuttle Atlantis' external tank. Photo credit: NASA/George Shelton
›   View Hi-res Image

Jan. 14 - 12:30 p.m. EST
Technicians at NASA's Kennedy Space Center in Florida have completed the installation of the replacement feed-through connector in the engine cutoff sensor system to the internal connector. The feed-through connector passes the wires from the inside of the tank to the outside.

The pins in the replacement connector have been skillfully soldered to create a connection that allows sensors inside the tank to send signals to the computers onboard Atlantis.

The work is being done on Launch Pad 39A in anticipation of a launch date for mission STS-122 now targeted for Feb. 7 at 2:47 p.m. EST.

Atlantis' main objective during its STS-122 mission to the Internaltional Space Station is to install and activate the European Space Agency's Columbus laboratory, which will provide scientists around the world the ability to conduct a variety of experiments in life, physical, and materials science, Earth observation and solar physics.

Shuttle Endeavour's STS-123 mission will deliver Kibo, the first section of the Japan Aerospace Exploration Agency's laboratory module, and Dextre, Canada's new robotics system to the space station. The launch of Endeavour is targeted for mid-March.

NASA managers will meet in the coming weeks to address the schedule of remaining shuttle flights beyond STS-123.

ارسال شده در

[ | دیدگاه ها : دیدگاه ]

[سالار سیمائی | لینک ]

دوشنبه 24 دی 1386 - 10:01 ق.ظ


- تنهایی را می پذیرم اگر بدانم، روزی با تو سخن خواهم گفت

تیره بختی را می پذیرم اگر بدانم ، روزی چشمان تو را خواهم سرود

مرگ را می پذیرم اگر بدانم، روزی تو خواهی فهمید که دوستت دارم


ارسال شده در

[ | دیدگاه ها : دیدگاه ]

[سالار سیمائی | لینک ]

دوشنبه 10 دی 1386 - 07:12 ق.ظ


چون درختی در صمیم سرد و بی ابر زمستانی
هر چه برگم بود و بارم بود
هر چه از فر بلوغ گرم تابستان و میراث بهارم بود
هر چه یاد و یادگارم بود
ریخته ست
چون درختی در زمستانم
بی كه پندارد بهاری بود و خواهد بود
دیگر اكنون هیچ مرغ پیر یا كوری
در چنین عریانی انبوهم آیا لانه خواهد بست ؟
دیگر آیا زخمه های هیچ پیرایش
با امید روزهای سبز آینده
خواهدم این سوی و آن سو خست ؟
چون درختی اندر اقصای زمستانم
ریخته دیری ست
هر چه بودم یاد و بودم برگ
یاد با نرمك نسیمی چون نماز شعله ی بیمار لرزیدن
برگ چونان صخره ی كری نلرزیدن
یاد رنج از دستهای منتظر بردن
برگ از اشك و نگاه و ناله آزردن
ای بهار همچنان تا جاودان در راه
همچنان ای جاودان بر شهرها و روستاهای دگر بگذر
هرگز و هرگز
بر بیابان غریب من
منگر و منگر
سایه ی نمناك و سبزت هر چه از من دورتر ،‌خوشتر
بیم دارم كز نسیم ساحر ابریشمین تو
تكمه ی سبزی بروید باز ، بر پیراهن خشك و كبود من
همچنان بگذار
تا درود دردناك اندهان ماند سرود من

ارسال شده در

[ | دیدگاه ها : دیدگاه ]

[سالار سیمائی | لینک ]

پنجشنبه 6 دی 1386 - 04:12 ق.ظ


برخوردی با مریخ در پیش استطبق محاسبات دانشمندان، ممکن است سیارکی نسبتا بزرگ در روز ۱۰ بهمن با سیاره‌ی مریخ برخورد کند و ما بتوانیم برای نخستین بار شاهد برخورد یک سیارک با یک سیاره‌ی سنگی باشیم.



طبق محاسبات دانشمندان، ممكن است سیاركی نسبتا بزرگ در روز ۱۰ بهمن با سیاره‌ی مریخ برخورد كند و ما بتوانیم برای نخستین بار شاهد برخورد یك سیارك با یك سیاره‌ی سنگی باشیم. «۲۰۰۷ WD۵» نام سیاركی جدید است كه در محدوده‌ی داخلی منظومه‌ی شمسی پیدا شده است. این سیارك در طرح جستجوی ناسا برای سیارك‌هایی كشف شده كه احتمال برخورد به زمین داشته باشند. ولی خطری از جانب این سیارك برای ساكنین زمین وجود ندارد. در عوض طبق محاسبات احتمال برخورد این سیارك با مریخ ۱ به ۷۵ است.

مریخ احتمالا قلمرو بعدی انسان خواهد بود و هم اكنون مطالعات بسیاری برای شناخت آن انجام می‌شوند. از جمله‌ی ساخته‌های بشر كه در حال بررسی مریخ هستند می‌توان به مریخ نوردهای دوقلو و معروف ناسا، «روح» و «فرصت» و مدارگردهای بسیاری نظیر مدارگرد اكتشافی مریخ، سریع السیر مریخ و دیگر مدارگردها اشاره كرد. در واقع اكنون مریخ در كانون توجه مطالعات منظومه‌ای قرار دارد.

با این حساب اگر سیارك تازه كشف شده به سمت مریخ رفته و به مریخ برخورد كند، می‌توانیم از تمام ابزارهای خود برای رصد این پدیده‌ی شگفت استفاده كنیم. پس از برخورد شومیكر لوی-۷ به مشتری تاكنون چنین پدیده‌ای را مشاهده نكرده‌ایم و البته این برخورد كاملا بی‌سابقه است چرا كه این‌بار یك سیاره‌ی گازی مورد حمله قرار نمی‌گیرد بلكه یك سیاره‌ی سنگی میزبان سیارك می‌شود و می‌توانیم روند برخورد سیارك‌ها با سیارات سنگی یا اقمار را به طور زنده بررسی كنیم. این فرصتی است كه تا بحال نداشته‌ایم.

۲۰۰۷ WD۵ هم اكنون بین زمین و مریخ قرار دارد و با تقریبا با سرعت ۳۰ هزار كیلو متر در ساعت به سمت مریخ پیش می‌رود. با این حساب اگر برخوردی پیش آید نیروی زیادی در حد نیروی برخورد عظیم «تونگوسكا» آزاد خواهد شد و یك دهانه‌ی جدید روی مریخ شكل می‌گیرد. ولی خوشبختانه هیچ یك از كاوشگران مریخ در معرض خطر نیستند. از جمله مریخ نوردهای دوقلو ناسا به اندازه‌ی كافی از مكانی كه احتمال برخورد وجود دارد دور هستند.

مدتی است كه بحث سیاركی دیگر با نام «آپوفیس» كاملا رسانه‌ای شده است و در روزنامه‌ها و مجلات و وبلاگ ها كم درباره‌ی آپوفیس مطلب نمی‌بینیم.

آپوفیس نام سیاركی است كه در حال حركت به سمت زمین است و در سال ۱۹۹۴ كشف شد. از آنجا كه این جسم به سمت زمین حركت می‌كند احتمال برخورد آن با زمین هم وجود دارد. محاسبات اولیه مداری آپوفیس نشان دادند كه احتمال برخورد آپوفیس به زمین ۱ به ۴۵۰۰۰ است ولی محاسبات جدیدتر در چند سال گذشته این احتمال را بسیار بیشتر پیش بینی می كنند؛ ۱ به ۳۷.

طبق پیش بینی ها ۱۰ بهمن امسال برخورد سیارك تازه كشف شده با مریخ اتفاق می‌افتد باید صبر كرد و دید كه آیا برخوردی اتفاق می‌افتد یا خیر. اگر برخورد بین ۲۰۰۷ WD۵ و مریخ اتفاق بیافتد باید بیشتر به آپوفیس توجه كنیم و خطر آن را جدی‌تر تلقی كنیم.

منبع: newscientist , http://science.nasa.gov/


ارسال شده در

[ | دیدگاه ها : دیدگاه ]

[سالار سیمائی | لینک ]

سه شنبه 4 دی 1386 - 08:12 ق.ظ


اخترشناسان آمریكایی از روی اطلاعات به دست آمده از كاوشگر «كاسینی» موفق به كشف كوههایی در «تیتان» - بزرگترین قمر سیاره كیوان - شدند.

 

به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، تیمی از دانشمندان دانشگاه بریگهام یانگ در آمریكا با كمك تصاویر دستگاه‌های راداری كاوشگر «كاسینی» توانستند كوه‌های روی تیتان را شناسایی كنند و مورد بررسی قرار دهند.

 

این دانشمندان با همكاری تیم رادار كاسینی، این كوهها را شناسایی كرده اند.

 

نتایج این تحقیقات نشان می دهد كه بیشتر كوههای تیتان از یخ تشكیل شده اند و متوسط ارتفاع آنها از دامنه تا قله حدود 2000 متر است.

 

به گفته این دانشمندان، بدون تجهیزات كاسینی امكان كشف این كوهها در سطح تیتان امكانپذیر نبود.

 

این یافته‌ها در مجله نجوم ایكاروس به چاپ رسیده است.


ارسال شده در

[ | دیدگاه ها : دیدگاه ]

[سالار سیمائی | لینک ]

دوشنبه 3 دی 1386 - 05:12 ق.ظ


مقدمه

گیرندگان حسی ما دروازه‌هایی هستند که از راه آنها عالم خارج را می‌شناسیم و مهمترین این دروازه‌ها بینایی است. نابینایان در جهانی زندگی می‌کنند که آن را فقط از راه صوت و تماس پوست و سرما و گرما و بو و مزه می‌شناسند. کور مادرزاد حتی در خواب صورت ذهنی بینایی ندارد. دیدن را می‌توان از چند جهت مورد تحقیق قرار داد. مثلاً نقاش می‌خواهد بداند چگونه جهان دیدنی را رسم کند تا رنگها و ارتباط اشیاء بهتر به نظر آید، فیزیکدان علاقمند است محرک نور را تجزیه کند، فیزیولوژیست‌ها و متخصصان اعصاب می‌خواهند بدانند تاثیر فیزیولوژیست نور چیست و چگونه از چشم به مغز می‌رسد، روانشناسان علاقه دارند بدانند خود دیدن چیست و واکنش ارگانیزم نسبت به نور کدام است. اما وقتی روانشناس می‌پرسد چرا می‌بینیم و چرا به این ترتیب واکنش می‌کنیم برای پاسخ خود ناچار است به آنچه فیزیک و شیمی و فیزیولوژی و عصب شناسی یافته است، رجوع کند.

تحریک حس بینائی

در نظر فیزیک، نور از امواج الکترومگنتیک تشکیل شده است. وقتی این امواج به ماده برخورد می‌کنند در آنها تغییراتی پدید می‌آیند مثلاً در عبور از منشور شیشه‌ای، شکسته می‌شوند و وقتی بر سطح غیر شفافی بتابد جذب یا منعکس می‌شود. مثلاً مخمل سیاه همه امواج نور را جذب می‌کند و به این علت است که سیاه به نظر می‌رسد. آنچه بنظر ما کاملاً سفید می‌آید همه امواج نور را منعکس کرده است. سطوح دیگر بعضی از امواج را جذب و بعضی را منعکس می‌کنند و در نتیجه بنظر ما رنگی می‌آیند.

چشم ما نسبت به آن دسته امواج حساسیت دارد که 400 تا 700 میلی کرون 4 طول دارند امواجی که که طول آنها به 400 نرسد یا از 700 میلی کرون تجاوز کند دیده نمی شوند این است که زیر سرخ یعنی امواجی که طول آنها بیش از 700 میلی کرون است و ماورای بنفش (طول موج کمتر از 400 میلی کرون) را دیگر نمی‌توان نور نامید. وقتی نور آفتاب از منشوری بگذرد شکسته می‌شود امواج کوتاه تر بیشتر شکسته می‌شود و امواج درازتر کمتر. این است که رنگ سفید به رنگهای قوس و قزح تجزیه می‌شود چنانچه در شکل دوم دیده می‌شود امواج درازتر که کمتر شکسته می‌شوند سرخ بنظر می‌آیند امواجی که کمی از آن کوتاه‌تر کمی بیشتر شکسته می‌شوند و نارنجی بنظر می‌رسند. پس از آن زرد و سبز و آبی و بنفش می‌آیند. رابطه بین طول موج و رنگ در تصاویر رنگی 1 و 2 دیده می‌شود.

شکل دوم نیز رابطه بین طول موج انرژی نورانی و پدیده دیدن را نشان می‌دهد در منحنی عبور نور از شیشه سرخ رنگ و منحنی جذب نور در مورد کلروفیل که موجب می‌شود برگها سبز دیده شوند دقت کنید. شیشه سرخ بدان سبب سرخ است که وقتی آنرا بین چشم و نور آفتاب قرار دهیم فقط امواج درازتر را از خود عبور می دهد.و امواج دیگر توسط آن جذب می شود برگ سبز نیز اغلب امواج را جز امواجی که در وسط واقع شده‌اند (سبز) جذب می‌کند این امواج منعکس می‌شوند و به چشم می‌خورند و در نتیجه برگ بنظر ما سبز می‌آید. پس رنگ صفت ذاتی اشیاء نیست بلکه مربوط به طول موجی است که از آن شی منعکس می کنند و به چشم می خورد اغلب چیزها نه یک موج بلکه مخلوطی از امواج را عبور می‌کنند که کلروفیل تا حدی همه امواج را از 400 تا 700 میلی کرون منعکس می‌کنند رنگی که دیده می‌شود بسته به این است که گیرندگان رنگ در چشم چگونه به این مخلوط پیچیده پاسخ می‌دهند. هر چند گیرندگان بینائی ما نسبت به طول موجهای بین 400 تا 700 میلی کرون حساس هستند نسبت به همه این موجها یکسان حساس نیستند چنانکه در شکل دوم دیده می‌شود خداکثر درجه دیده شوندگی صفت امواجی است که در وسط قرار دارند.

بدین ترتیب منحنی حساسیت برای دیدن در نور روز در حوالی 550 میلی کرون به حداکثر خود می‌رسد و هر چند از آنجا به سوی دو کرانه 400 و 700 میلی کرونی برود کم می‌شود. هنگام روز نسبت به یک ناحیه از طیف نور حساسیت ما بیشتر است و در شب نسبت به ناحیه دیگر. در نور روز (یا در شب وقتی نور خیلی زیاد باشد). حداکثر حساسیت چشم در ناحیه 550 میلی کرون است در شب وقتی که چشم به تاریکی عادت کرده است حساسیت آن نسبت به طول موج حوالی 510 میلی کرون یا بیشتر است بدین ترتیب حساسیت بیشتر چشم به سوی قطب بنفش طیف متمایل می‌شود، بنابراین در نور کمتر شب درخشانی آبی و بنفش نسبت به سرخ و نارنجی بیشتر می‌شود.

برای آزمایش این امر که پدیده پورکینجه را می‌توان با مطالعه دو منحنی درخشانی شکل 1 درک کرد این تغییر در نتیجه آن است که ما دو دسته گیرنده حس بینائی داریم: یک دسته برای نورهای شدید و دسته دیگر برای نورهای خفیف. سیری یا اشباع رنگ با پیچیدگی طول موج آن همبستگی دارد نور یک رنگ بیش از همه سیر شده است اگر نور سفید را با آن مخلوط کنید سیری خود را از دست می‌دهد و کم رنگ بنظر می‌آید اگر دو رنگ مختلف را باهم بیامیزید سیری خود را از دست می‌دهند مثلاً آبی و سبز وقتی مخلوط شوند کمتر آبی و کمتر سبز می‌شوند و آبی متمایل به سبز یا سبز متمایل به آبی نتیجه می‌شود.

درخشانی چنانکه گفتیم با طول موج ارتباط دارد موجهای وسط طیف نور درخشندگی بیشتری از موجهای دو طرف دارند دامنه امواج نور میزان شدت آنها را نشان می‌دهند و با درخشانی ارتباط دارند لیکن نباید فرض کرد که درخشانی با دامنه موج ارتباط مستقیم دارد زیرا سازگاری چشم نیز در تعیین درخشانی چیزها دخیل است وقت هنگام روز وارد سالن تاریک سینما می‌شویم. در آغاز هیچ کس را نمی‌بینیم و بتدریج که چشم ما با تاریکی سازگار شود اشخاص را تشخیص می‌دهیم و وقتی از سالن تاریک سینما در نور روز بیرون بیائیم نخست چشم ما خیره می‌شود تا اینکه بتدریج با نور زیاد سازگاری پیدا می‌کند.

طول موج و دامنه موج

روشنی حتی از درخشانی کمتر قابل پیش بینی است. دیدیم که دو دایره خاکستری در دو متن مختلف با آنکه میزان انعکاس نور در آنها یکی است از لحاظ روشنی مختلف بنظر می‌رسد. ثبات روشنی گواه دیگری است بر اینکه روشنی سطحی را صرفاً با در نظر گرفتن شدت نوری که از آن منعکس می‌شود نمی‌توان در نظر گرفت. مخمل سیاه حتی هنگامی که نور زیاد بر آن تابیده شود سیاه بنظر می‌رسد و کاغذ سفید بنظر می‌آید. درجات مختلف دیده شوندگی را می‌توان با نردبانی نمایش داد سفید یک طرف آن و سیاه طرف دیگر باشد. خاکستری خنثی در چنین نردبانی در پله وسط خواهد بود. درخشانی رنگها را خنثی می‌خوانیم وقتی درخشانی آنها مساوی با درخشانی خاکستری در پله وسط این نردبان باشند به همین سان وقتی دو رنگ درخشانی مساوی با درخشانی خاکستری معینی در یکی از پله‌های نردبان داشته باشند. گوئیم درخشانی آنها باهم مساوی است.

پس تصویر 2

وقتی چشم ناگهان با نور شدید تحریک شود شخص تا لحظه‌ای پس از نابود شدن محرک پس تصویر محرک را می‌بیند مثلاً اگر محرک چراغ الکتریک بوده است تصویر میله نورانی درون آن تا لحظه‌ای پس از خاموش شدن نور روی دیوار دیده می‌شود نیز اگر شخصی ناگهان چشمش را ببندد ممکن است تصویر آن را حس کند پس تصویر مثبت معلول آن است که تحریک اعصاب دیدن پس از ناپدید شدن محرک لحظه‌ای بجا می‌ماند و شبیه به خود محرک است لیکن پس تصویر مثبت حداکثر فقط چند ثانیه به جا می‌ماند. وقتی پس تصویر مثبت محرکی ناپدید شود پس تصویر منفی جای آن را می‌گیرد پس تصویر منفی از لحاظ رنگ و درخشانی مکمل محرک اصلی است. مثلاً اگر میله روشن چراغی زرد درخشان باشد پس تصویر منفی آن آبی سیر می‌شود. می‌توانید با بکار بردن تصویر سوم پس تضویر منفی را در خود بیازمایید همه شکل جز یک دایره را بپوشانید و سی ثانیه به وسط آن خیره شوید آنگاه به ناحیه سفید یا خاکستری نگاه کنید یا اصلاً چشمهای خود را ببندید دایره‌ای خواهید دید که رنگ مکمل آن را دارد بهمین ترتیب دایره‌های دیگر را آزمایش کنید.

تضاد خود بخود

وقتی قطعات کاغذ خاکستری که از یک ورقه بریده شده باشد روی زمینه‌هایی از رنگهای مختلف گذاشته شوند آثار رنگ مکمل زمینه بر آنها دیده می‌شود مثلاً خاکستری در زمینه سرخ سبز رنگ و در زمینه آبی زرد رنگ بنظر می‌رسد. از اثر تضاد خود بخود در روشن کردن صحنه تاثر استفاده می‌کنند مثلاً با بکار بردن نور زرد در صحنه تاثر اشیاء خاکستری را آبی رنگ و اشیاء آبی را سیر تر از آنچه هستند جلوه می‌دهند برای بهتر شناختن پدیده دیدن لازمست از ساختمان چشم و فیزیولوژی آن نیز آگاه شویم.

بعضی همبستگیهای ساختمانی و کنشی

در پوشش داخلی چشم که شبکیه خوانده می‌شود ملیونها سلول عصبی قرار دارد که نسبت به نور حساسند ( شکل سوم) برای ادراک شکل اجسام لازمست تصویری از آنها بر شبکیه بیفتد همانطور که در دوربین عکاسی تصویری روی فیلم می‌افتد بین چشم و دوربین عکاسی شباهتهای زیاد موجود است اما این تفاوت اساسی نیز هست که در دوربین برای متمرکز کردن نور روی فیلم ذره بین را پیش و پس می‌بریم در صورتی که در چشم ذره بین خود تغییر شکل می‌دهد یعنی تحدب آن کم و زیاد می‌شود تصویری که روی شبکیه می‌افتد مثل تصویر روی فیلم در دوربین عکاسی وارونه است اگر توسط دستگاه مرکب از چند عدسی تصویر را از قبل از آن که به چشم برسد وارونه کنیم تصویری روی شبکیه مستقیم می افتد در آن صورت آن شیء معکوس دیده می شود. شکل سوم و زیر نویس آن قسمتهای مختلف چشم و کنش هر یک را نشان می‌دهد ساختمانهای مهم شبکیه در شکل چهارم نشان داده شده‌اند اینها گیرندگان دیدن هستند که مخروط‌ها و میله‌ها خوانده می‌شود جریانهای عصبی که در اثر تحریک نور پدید می‌آیند توسط عصب بصری به مغز منتقل می‌شوند.


منبع : دانشنامه ی رشد

ارسال شده در

[ | دیدگاه ها : دیدگاه ]

[سالار سیمائی | لینک ]
نوشته های پیشین ...